هنوز جون داره!!!

هنوز تردید داشتم! نفسم به شماره افتاده بود , عرق سردی

روی پیشونیم ! دستم میلرزید! اما!... ماشه رو کشیدم!

بَـــــــنـــــــگ!

 

تا چند لحظه انگار هیچی نمیشنیدم. گوشام کیپ شده بود.

نیگاش میکردم. افتاده بود رو زمین! تو خون خودش غرق

شده بود! از درد به خودش میپیچید! زل زل نیگام میکرد!

ملتمسانه! طاقت نگاهشو نداشتم. رومو برگردوندم، اما هنوز

صدای خس خس نفسی که به سختی در میومد شنیده

میشد!!! هنوز جون داره! هاجین هنوز نفس میکشه!

 

 

                                          "الی"

/ 6 نظر / 6 بازدید
غریبه

هاجین نه با سلاح گرم میمیره نه با سلاح سرد !!هاجین با نفس های تو زنده اس تا وقتی که فکرت به این باشه که بهش فکر نکنی ....تا وقتی که گوشه چشمت بهش باشه ....تا وقتی تو ذهن تو زنده اس....اون نمیمیره چون تو نمیخوای[گل]

زهرا

سلام! آپم خواستي بيا بيا بگو اين قالبم خوبه يا قبليه! اگه خوب نيس ميخوام عوض كنم!!! ميخوام نظر بقيه روهم بدونم كه اگه خوبه،همينو بزارم ديگه....[گل]

الی

وای چقدر مثل من

مهسا

هوقت دلم یه متن خیلی زیبا و استثنا میخواد میام وب تو خیلی زیبا هستند -منم اپم[دست][پلک]

زهرا

سلام عزيزم! مطالب جديدت خيلي قشنگ بود.لذت بردم اگه دوس داري بيا و تو نظرسنجي وبلاگم شركت كن![گل]