عشق بازی به همین آسانی است

که : گلی باچشمی

بلبلی با گوشی 

رنگ زیبای خزان با روحی 

نیش زنبور عسل با نوشی

کار همواره باران با دشت 

برف با قله کوه

رود با ریشه بید 

باد با شاخه و برگ 

ابر عابر با ماه 

چشمه ای با آهو 

برکه ای با مهتاب 

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم 

و شب و روز و طبیعت با ما 

عشق بازی به همین آسانی است .........

شاعری با کلمات شیرین 

دست آرام و نوازش بخشی بر سری 

پرسشی از اشکی

و چراغ شب یلدای کسی با شمعی

و دلارام و تسلا و مسیحای کسی با جمعی

عشق بازی به همین آسانی است

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حراج کنی

رنجهایی را تخفیف دهی 

مهربانی را ارزانی عالم کنی و

بپیچی همه را لای حریر احساس

و گره عشق به آنها بزنی

 

                  "(دزدی از یه سایتی، چون خیلی خشوک بود)"